این وبلاگ تقدیم به عشق اول و آخرم فرزانه جونم. فرشته ای که قراره دوسال نبینمش هرروز بیشتر از دیروز عاشقش میشم. دعا کنین به هم برسیم. انشالله همه عاشقا به عشقشون برسن
کد Øxadرکت Ùx85تÙx86 دÙx86باÙx84 Ùx85Ùx88س -->-->-->
وااااااااااااااااای فرزانه ام. دیشب چه شب بدی بود. تو واقعا قصد داشتی خودکشی کنی آخه دلیلت هم الکی بود. میگی می ترسی من تو رو فراموش کنم و بعد کی باید جواب احساسات تو رو بده
فرزانه تو هنوز من رو نشناختی، من خیلی دوستت دارم عشقم. به قول رفیقم بی مزه عاشقتم.
خیلی سخت بود خیلی زیاد
کلی به عشقمون قسم دادم که فکر خودکشی رو بزاری کنار اما تو رو حرف خودت پایبند بودی
زهرا میگفت تصمیمت جدیه و خیلی سخته که بشه منصرفت کرد اما می دونی بهش چی گفتم؟ گفتم اگه واقعا عاشقت باشم باید بتونم منصرفت کنم و اینکارو کردم. چون خیلی دوستت دارم
آخه دیوونه من نمی تونم اشک تو رو ببینم چه برسه به نبودنت
خیلی میخوامت خوشگلم
برچسب:
نویسنده: شایان
سلام عشقم
یه ساعت پیش که با زهرا حرف میزدم تو اومدی گفتی باهام قهری چون به جای اینکه درس بخونم دارم با زهرا حرف میزنم. راستش رو بخوای اومده بودم بازار و خونه نبودم که درس بخونم اما به زهرا گفتم که بهت نگه تا یه وقت دلخور نشی. هرچند که بازم گفتی باهام قهری.
فرزانه به خدا حالم بده. آخه من عاشقتم. نمی دونم چطوری دلت میاد این همه ازت دور باشم و عذاب بکشم. آخه مردم هرروز به عشقشون نزدیکتر میشن و من و تو داریم از هم دورتر میشیم.
این رو هم بدون که تو راحت میتونی درس بخونی اما من دور از تو نمی تونم. هرچقدر هم سعی کنم فکر و ذکرم پیش توئه پس مطمئن باش دوری کردنت از من اصلا به نفعم نبوده و نیست.
برچسب:
نویسنده: شایان
آخه چرا؟ من دوست ندارم باهات انقدر سرد برخورد کنم. چرا ازم میخوای دوسال تمام اینطوری برخورد کنم؟ فرزانه من دوستت دارم. آتیش می گیرم وقتی هستی و نمی تونم باهات حرف بزنم. چرا سرنوشت من اینطوری شد؟ اگه دوسال بشه سه سال چی؟ اگه دوسال دیگه تو عوض بشی چی؟ چرا من نمی تونم دوسال با عشقم مهربون باشم؟
آخه این همه گریه کردن حق من بود؟
انقدر ناراحتم که دیگه بقیه می ترسن با من حرف بزنن. دیگه برعکس قدیم به هیچ لطیفه ای نمی خندم.
من عاشقتم عشقم. هستی اما نیستی
دوسال خیلی زیاده عشقم. من طاقتم تموم میشه.
الان دارم یاهو باهات حرف میزنم. اما چه حرفایی؟؟؟ مثل دوتا غریبه. چرا؟ چون خودت خواستی
بهت میگم دوری این دوسال واسم سخته اما به خاطدت میگذرونمش
آره عشقم. آره میگذرونم اما چطوری؟ با هرشب گریه کردن، باهمه دعوا کردن
میترسم دوسال دیگه ناراحتی اعصاب بگیرم
فعلا حرفی ندارم
برچسب:
نویسنده: شایان
یه سلام دیگه به فرزانه جون خودم.
امیدوارم حالت خوب باشه. مثل هرروز احتمالا الان داری حسابی درس می خونی. فقط نمی دونم ماه رمضونی با دهن روزه چطوری می تونی انقدر سخت و زیاد درس بخونی. آفرین به پشتکارت
خب فعلا ملالی نیست جز دوری تو
دوستت دارم عشقم
بوووووووووووووووووس
برچسب:
نویسنده: شایان
سلام عشقم. حالت چطوره؟ امیدوارم خوب خوب خوب باشی
خیلی دیر وبلاگ رو آپدیت می کنم. به خاطر این کارم معذرت میخوام
شنبه 15 تیرماه بود که خواستی دوسال دوریمون از هم شروع بشه. دوساللللللل خیلی زیاده. خیلی خیلی زیاد. من که بی نهایت دلم واست تنگ میشه. هرچند که الان هم خیلی دلتنگتم.
الان که این مطلب رو می نویسم تو در کتابخانه ای و داری حسابی درس می خونی. بخون خانوم دکتر خودم بخون عشقم.
باز داره گریه ام می گیره دیگه چیزی فعلا نمی تونم بنویسم فقط بدون خیلی دوستت دارم.
راستی کدروزشمار رو هم واسه وب گذاشتم. امیدوارم هرچه زودتر صفر بشه هرچند که هرثانیش یه عمر می گذره.
عاشقتم
برچسب:
نویسنده: شایان